تبليغاتX
زمین

زمین

آتشفشان های فعال روی مریخ

ترجمه :خانم زهرا کلهر

مرجع: Sky & Telescope

    دوربین سفینه مدارگرد مارس اکسپرس اروپاآشکارا بیان میکند که سیاره بهرام از لحاظ زمین شناسی سیاره ای فعال است.

مریخ به پوشش آتشفشانی عظیم و بزرگ معروف است از قبیل برجستگی کوه المپ که نقطه مقابل آن در روی زمین وجود دارد. اما آیا آنها هنوز فعال هستند؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/12/19ساعت 20:11  توسط حسین احمدی  | 

علم چينه شناسي ( Stratigraphy ) و تاريخچه ،کاربردها ، شاخه هاي اين علم



چينه شناسي يا Stratigraphy از دو واژه يوناني stratos به معني چينه (لايه – طبقه) و کلمه graphos به معني نگاشتن ترکيب شده است و علمي است که اصولا از روابط موجود بين طبقات سنگهاي رسوبي بحث مي‌کند. مطالعات چينه شناسي از يک طرف مبتني بر شناخت توالي طبقات رسوبي در زمانهاي مختلف زمين شناسي به منظور پي بردن به تاريخ حوادث زمين و تکامل موجودات بوده ، از طرف ديگر تغييرات جانبي رخساره‌ها در مکانهاي مختلف را بررسي مي‌نمايد که به وسيله آن با وضع جغرافيايي گذشته زمين در هر زمان آشنا مي‌شويم. بطور کلي در مطالعات چينه شناسي حوادث مختلف زمين (مانند پديده‌هاي ولکانيسم ، گرانيتيزاسيون ، رسوب گذاري ، دگرگوني و ... )مورد بررسي قرار مي‌گيرد. امروزه به عبارت ساده منظور از علم چينه شناسي ، مطالعه و شناخت رخساره‌ها در زمانها و در مکانهاي مختلف و ارتباط آنها با يکديگر مي‌باشد.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/12/18ساعت 9:35  توسط حسین احمدی  | 

کانی‌ عبارت از عنصر یا ترکیبات شیمیایی همگنی است که بطور طبیعی در زمین یافت می‌شود. ترکیب شیمیایی کانی‌ها معین است، و معمولا متبلورند. خواص فیزیکی کانی‌ها در حدود مشخص ممکن است تغییر کند. هر کانی دارای مشخصات ویژه و انحصاری مانند سیستم تبلور ، سختی ، کلیواژ ، جرم مخصوص ، رنگ و... می‌باشد. در بعضی از کانی‌ها ، اتم بعضی از عناصر ساختمان بلوری قابل تعویض با اتم‌های هم اندازه از عناصر دیگر می‌باشد. به عنوان مثال می‌توان جانشینی آهن و منیزیم بجای هم در پیروکسن‌ها را نام برد.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/12/17ساعت 8:13  توسط حسین احمدی  | 

فرسایش
منبع http://daneshnameh.roshd.ir

فرسایش عبارت از جابجایی خرده‌های سنگی و خاک توسط باد ، رودخانه و یخ می‌باشد. مواد فرسایش یافته وارد دریاها گردیده و به صورت رسوباتی از گراول (Gravel) ، ماسه ‌، سیلت و رس در کف دریاها بجای گذاشته شد و در نهایت سنگهای رسوبی جدید را بوجود می‌آورند.

نحوه شکل گیری فرآیند فرسایش

با اجتماع تدریجی رسوبات ، وزنشان هم بالا رفته و آب درون آنها نیز خارج می‌شود. این روند به سخت شدن رسوبات منتهی می‌گردد. لایه‌های رسوبی فوق گاه چنان در پوسته زمین فرو رفته که به قسمتهای بسیار گرم آن رسیده و در پی ذوب شدن به صورت ماگما در می‌آیند. در روندی دیگر ، ‌این لایه‌ها بالا آمده و کوههایی متشکل از سنگهای رسوبی را پدید می‌آورند. تمامی فرآیندهای تشکیل سنگ ، بالا آمدگی ، فرسایش و رسوبگذاری ، مراحلی از یک چرخه پیوسته از رخدادهای زمین‌شناسی هستند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/12/16ساعت 23:48  توسط حسین احمدی  | 

ماگما
ريشه لغوي
Magma کلمه‌اي است يوناني به معني خير که براي مذابهاي طبيعي سيليکاته بکار گرفته مي‌شود.
اطلاعات اوليه
ماگما مايعي است سيليکاته با گرانروي زياد همراه با گاز و مواد فرار گدازه يا لاوا ماگمايي است که مواد فرار خود را از دست داده باشد. ماگماها ممکن است کاملا مايع و يا نيمه متبلور باشند. گدازه‌ها معمولا نيمه متبلورند. زيرا محتوي بلور ، کانيهايي هستند که نقطه ذوب و يا انجماد بالاتر دارند. اين بلورها يا مستقيما از ماگما متبلور شده‌اند و يا کانيهاي ديرگداز سنگ ما در ماگما هستند که از سنگ مادر جدا شده و به داخل ماگما افتاده‌اند
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/12/16ساعت 8:14  توسط حسین احمدی  | 

انواع سنگهای آذرين

چندین سیستم مختلف برای طبقه بندی سنگهای آذرین ارائه شده است. نکته مشترک تمامی این سیستمهای طبقه بندی این است که در جزئیات همگی جنبه‌ای اختیاری و مصنوعی داشته و متکی به پاره‌ای خواص هستند که نمی‌توان آنها را از روی نمونه دستی و یا در صحرا تعیین کرد. در طبقه بندی سنگهای آذرین بافت و ترکیب سنگهای آذرین از مهمترین مواردی هستند که باید در نظر گرفته شوند. در این نوع طبقه بندی نمودارهایی که در آنها نسبت سیلیکاتها در هر یک از سنگهای آذرین را نمایش می‌دهد کاربرد دارند.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/12/15ساعت 8:39  توسط حسین احمدی  | 

آتشفشان

فورانهای آتشفشانی معمولا براساس شکل دهانه ای که از آن فوران صورت می گیرد، محل قرار گیری دهانه در کوه اتشفشان، شکل و نوع مخروط آتشفشانی و بالاخره خصوصیات عمومی فوران (آرام یا شدید – انفجاری یا غیر انفجاری) طبقه بندی می شوند.
گدازه های اسیدی به علت درصد Sio2 بالا و درجه حرارت نسبتا پایین دارای گرانروی (ویسکوزیته) بالا و سیالیت پائین بوده و در نتیجه به صورت انفجاری همراه با مواد پرتابی می باشد. اما در گدازه های بازیک به علت درصد Sio2 پائین و درجه حرارت نسبتا بالا، گرانروی پائین بوده و سیالیت افزایش می یابد و در نتیجه مواد پرتابی با مقدار کم و فوران آرام انجام می شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  85/12/14ساعت 10:10  توسط حسین احمدی  | 

فعالیت ماگمایی

آشنایی
پدیده‌ای فعالیت‌های ماگمایی ، آتشفشانی و دگرگونی با یکدیگر ارتباط نزدیک دارند. مثلا ماگما به هنگام حرکت صعودی سنگهای اطراف خود را دگرگون می‌کند و ممکن است به صورت آتشفشان در سطح زمین جریان یابد. عوامل دگرگونی نیز ممکن است باعث ذوب سنگی شود در نتیجه ماگمای جدیدی را تشکیل دهد. بطور کلی ماگما را می‌توان به صورت مخلوط در هم و مذابی از مواد مختلف که قسمت اعظم آن سیلیکاتهای مختلف و ماده اولیه جهت تشکیل سنگهای آذرین است ، تعریف کرد.
منشا ماگما
ماگما از ذوب سنگهای درون زمین تولید می‌شود و در این بحث مسیلی نظیر محل تشکیل ، درجه حرارت و موادی را که ماگما نتیجه ذوب آنهاست بررسی می‌کنیم.
عمق تشکیل ماگما
همانطوری که می‌دانیم هر چقدر از سطح زمین پایین‌تر رویم، دما افزایش می‌یابد بطوری که در عمق 50 کیلومتری ، دما برای ذوب سنگها کافی است. بر اساس آزمایش‌های انجام شده بر روی ماگماهای مختلف که به صورت گدازه به سطح زمین رسیده‌اند)، مشخص شده است که عمق اکثر آنها از چند صد کیلومتر تجاوز نمی‌کند و می‌دانیم که این عمق مربوط به قسمت بالایی گوشته است.
دمای لازم جهت تشکیل ماگما
از آنجا که سنگها از کانیهای متفاوت تشکیل شده‌اند لذا ، در یک دمای معین ، تمام کانیهای آن ذوب نمی‌شود بلکه ، با ازدیاد درجه حرارت ابتدا کانیهای زودگداز سپس کانیهای متوسط و دیرگداز ذوب می‌شوند. از سوی دیگر می‌دانیم که نقطه ذوب کانیها و در نتیجه سنگها با افزایش فشار تغییر می‌کند. مثلا آلبیت در سطح زمین در دمای 1104 درجه سانتیگراد ذوب می‌شود در صورتیکه نقطه ذوب همین کانی در عمق 100 کیلومتری زمین به 1440 درجه سانتیگراد می‌رسد. بدین ترتیب ، گر چه با افزایش عمق ، دما زیاد می‌شود ولی در نتیجه افزایش فشار نقطه ذوب سنگها نیز بالا می‌رود.

هنگامی که دو قسمت زمین در اثر حرکات مختلف پوسته بر روی هم مالیده می‌شوند ، ممکن است حرارت ناشی از اصطکاک این دو قسمت ، جهت ذوب سنگها و در نتیجه تشکیل ماگما کافی باشد. در بعضی موارد حرکت صعودی گازهای داغ از قسمتهای عمیق زمین به سوی قسمتهای بالا در حرکت است، ممکن است دما را تا حد نقطه ذوب سنگها بالا ببرد.
مشخصات ماگما
ترکیب ماگما
از آنجا که قسمت اعظم سنگهای آذرین را شش گروه کانیهای کوارتز ، فلدسپاتها ، میکاها ، پیروکسن‌ها ، آمفیبولها و الیوین تشکیل می‌دهند ، بنابراین بایستی انتظار داشت که عناصر تشکیل دهنده کانیهای مزبور ، اجزای اصلی تشکیل دهنده ماگما باشند. این عناصر O , H , Mg , Fe , K , Na , Ca , Al , Si هستند.
دما
اندازه گیری دمای گدازه‌هایی که از آتشفشانها خارج می‌شود از نزدیک کاری مشکل و اغلب با مخاطراتی همراه است و بنابراین از فواصل دور توسط پیزومتر انجام می‌گیرد. اندازه گیریهای انجام شده دمای گدازه‌ها را در حدود 1040 تا 1200 درجه سانتیگراد نشان داده است.
گرانروی
گرانروی ماگماهای مختلف متفاوت است و طبیعتا هر چقدر گرانروی آنها زیادتر باشد سیالیت آنها کمتر است. گرانروی ماگما به ترکیب شیمیایی و به خصوص درصد سیلیس و نیز دمای آن بستگی دارد. گرانروی با دما رابطه معکوس و با مقدار سیلیس رابطه مستقیم دارد.
انواع ماگما
ماگما از نظر ترکیب به سه دسته ماگمای بازالتی ، آندزیتی و ریولیتی که در زیر آنها را شرح می‌دهیم.
ماگمای بازالتی
پوسته زمین در زیر اقیانوسها نازک است و بلافاصله در زیر آن گوشته بالایی قرار دارد که این قسمت ، مواد اولیه لازم را جهت تشکیل ماگمای بازالتی تامین می‌کند. عمق 35 کیلومتر حداکثر عمقی است که ماگمای بازالتی در آن تشکیل می‌شود.
ماگمای آندزیتی
ترکیب شیمیایی آندزیت ، به ترکیب شیمیایی متوسط پوسته زمین در قاره‌ها شبیه است و آندزیت و سنگ نفوذی هم ترکیب آن یعنی دیوریت ، معمولا در قاره‌ها یافت می‌شوند. با توجه به این دو نکته می‌توان تصور کرد که ماگمای آندزیتی ، از ذوب کامل قسمتهایی از پوسته در زیر قاره‌ها تولید می‌شود. این ماگما از زونهای فورانش و جایی که پوسته اقیانوس به زیر پوسته دیگر فرو می‌رود نیز در اثر ذوب پوسته ایجاد می‌شود.
ماگمای ریولیتی
تمامی آتشفشانهای جدیدی که از آنها ماگمای ریولیتی خارج شده ، در محدوده پوسته قاره‌ای وجود داشته اند. توزیع آتشفشنهای قدیمی ، با ترکیب ریولیت و سنگهای نفوذی هم ترکیب آنها نیز به سطح قاره‌ها محدود است. این دو نکته موید این مطلب است که منشا ماگماهای ریولیتی پوسته قاره‌ها است.
انجماد و تبلور ماگما
به هنگام تبلور ماگما ، ابتدا کانیهایی که نقطه انجمادشان بالا است از آن جدا می‌شوند و در مراحل بعد کانیهای با نقطه ذوب پایین تبلور می‌یابند. طبق مطالعاتی که توسط باون انجام گرفته ، ترتیب جدا شدن کانیهای مختلف از ماگما ، مطابق جدولی است که به نام خود وی مرسوم است.
مطابق این جدول ، ابتدا کانیهایی مثل الیوین و آنورتیت متبلور می‌شوند و در مراحل آخر ، کوارتز و زئولیت‌ها از ماگما جدا می‌شوند. کانیهایی که در دماهای بالا تشکیل شده‌اند وقتی که در سطح زمین قرار گیرند ، اختلاف زیاد شرایط موجود در سطح زمین با شرایط تشکیل آنها ، باعث ناپایداری و در نتیجه هوازدگی آنها می‌شود. اما کانیهایی که در مراحل آخر منتجمد شده‌اند در شرایط سطح زمین مقاومترند.
شکل توده‌های ماگمایی نفوذی
توده‌های ماگمایی نفوذی را از نقطه نظر وضعیت نسبت به لایه بندی و یا شیستوزیته سنگهای مجاور ما به دو دسته توده‌های نفوذی هم شیب و توده‌های نفوذی متقاطع تقسیم می‌کنند:
توده‌های نفوذی هم شیب
در این توده‌ها ، فصل مشترک توده نفوذی و سنگ در برگیرنده آن موازی و یا تقریبا موازی سطح طبقه یا شیستوزیته سنگهای اطراف است. این دسته خود به انواع زیر تقسم می‌شود:
سیل
سیل‌ها ، توده‌های لایه‌ای شکلی هستند که موازی سطح طبقات یا شیستوزیته سنگهای درون گیرند و از جمله مشخصات آنها این است که اولا ضخامت آنها نسبت به سایر ابعادشان ناچیز است و در حقیقت به صورت صفحه هستند و ثانیا سن آنها همیشه از سنگهای درونگیرشان کمتر است.
لاکولیت
لاکولیت‌ها ، توده‌های نفوذی عدسی شکلی هستند که طبقات رویی خود را به صورت گنبد در اورده اند. قطر یا طول لاکولیت‌ها نسبت به سیلها کمتر است.
لوپولیت
لوپولیت‌ها توده‌های نفوذی هم شیبی‌اند که در ساختمانهای زمین شناسی تشتکی شکل قرار گرفته‌اند. قطر لوپولیت‌ها از چندین ده کیلومتر تا چند صد کیلومتر تغییر می‌کند و ضخامت آنها معمولا به طور متوسط هزار متر است.
فاکولیت
فاکولیت‌ها توده‌های نفوذی هم شیب‌اند که در خط الراس تاقدیس‌ها قرار می‌گیرند.
توده‌های نفوذی متقاطع
در مورد این توده‌های نفوذی ، فصل شترک توده با سنگ همبر ، موازی سطح طبقات یا شیستوزیته سنگهای مجاور نیست و این دسته نیز بر حسب شکل به انواع زیر تقسیم می‌شوند:
دایک
دایکها توده‌های نفوذی لایه‌ای شکل‌اند که طبقات مجاور خود را قطع می‌کنند و غالبا در اثر نفوذ ماگما در شکاف سنگها به وجود می‌آیند.
باتولیت
باتولیت توده نفوذی بزرگی است که معمولا وسعتی بالغ بر 100 کیلومتر بیشتر و سنگهای نفوذی تشکیل دهنده آن غالبا از جنس گرانیت است.
استوک
استوک در حقیقت باتولیت کوچکی است که وسعتش از صد کیلومتر مربع کمتر است.
+ نوشته شده در  85/12/13ساعت 21:54  توسط حسین احمدی  | 

سلام
میتونید در قسمت پایین سمت راست با انتخاب یک nike name به صحبت با سایر اعضای سایت بپردازید.
+ نوشته شده در  85/12/12ساعت 21:50  توسط حسین احمدی  | 

سیستم های بلورشناسی

سیستم مکعبی ( ایزومتریک )

در این سیستم سه محور با طولهای مساوی وجود دارد که هر سه بر هم عمود و قابل تعویض هستند ولی به طور قرار دادی محود افقی را که از جلو به عقب امتداد دارد a1 و محور افقی راست به چپ را a2 و محور قائم را a3 در نظر می گیرند .

در سیستم نامگذاری هرمان موگین عددهای  ,  ,  نمایانگر محورهای درجه 6 و درجه 4 انعکاسی و درجه 2 است که بر محورهای بلورشناسی منطبق است و عددهای  و  به چهار محور درجه 3 که در جهت قطها کشیده می شوند مربوط می شود . سومین سری عددها اگر وجود داشته باشند مربوط به عناصر تقارنی دیگری است که در بین شش جفت یال مقابل هم قرار دارند مثلا علامت  مربوط به وجود شش محور درجه 2 است (  ) , علامت m نمایانگر موجود شش صفحه آنه         (  ) و علامت (  ) نامیانگر وجود شش محود درجه 2 عمود بر سطح آینه است مانند (  ) .  

مقدار زوایا در این بلور  مقدار فاصله اضلاع a=b=c                                                 

 

سیستم تتراگونال یا چهارگوش

به بلورهاییب با حالت منشور و با قائده مربع تتراگونال می گویند . بلورهای این سیستم دارای سه محور لورشناسی هستند که بر یکدیگر عمودند . دو محود a و b دارای طولهای مساوی یکیدگرند و انتخاب آنها اختیاری است . درحالیکه طول محور c ممکن است کوچکتر  یا بزرگتر از آنها باشد .

مقدار زوایای این بلورها  و مقدار فاصله  

 

 

سیستم ارتورمبیک

به بلورهایی با حالت منشوری و با قائده مستطیل ارتورمبیک می گویند , این بلورها شبیه به یک قوطی کبریت هستند . بلورهای این سیستم دارای سه محور بلورسناسی با طولهای متفاوت هستند که این سه محور با یکدیگر زواویه 90 درجه می سازند .

مقدار زاویه این بلورها  و مقدار فاصله اضلاع  

 

 

سیستم هگزاگونال

به منشورهایی با قائده لوزی سیستم تبلور هگزاگونال می گویند, در این سیستم چهار محور بلورشناسی وجود دارد . یکی از این محورها , در امتداد محود c است که معمولا بزرگترین محود است و سه محور دیگر که با یکدیگر مساوی هستند در صفحه افقی با زاویه 120 درجه نسبت به یکدیگر قرار دارند و در نتیجه موقعیت هر یک از سطوح این سیستم را باید نسبت به این چهار محود درنشر بگیریم و به همین دلیل هر یاک از سطوح بلورین دراین سیستم با اندیس چهارتائی (  )نشان داده     می شوند . مقدار زاویه این بلورها  و مقدار فاصله اضلاع

 

 

سیستم تری گونال

به بلورهایی باحالت منشوری و باقائده مثلث تری گونال میگویند .

 

مقدار زاویه این بلورها  و مقدار فاصله اضلاع  

 

 

سیستم مونو کلینیک

یک سیستم ارتورمبیک که از یک طرف دارای شیب باشد به آن منوکلینیک یا تک شیب می گویند . بلورهای این سیستم دارای سه محور با طولهای نامساوی هستند. مقدار زاویه این بلورها   و   و مقدار فاصله اضلاع

 

سیستم تری کلینیک

به حالتی که یک سیستم ارتورمبیک هم از جهت طولی و هم جهت عرضی و ارتفاعی شیبدار باشد , سیستم تری کلینیک یا سه شیب میگویند در این سیستم سه محور بلورشناسی با طولهای متفاوت وجود دارند که هیچ کدام بر یکدیگر عمود نیستند

مقدار زاویه این بلورها و مقدار فاصله اضلاع 

محور

درجه2

درجه3

درجه4

درجه6

تتراتوئيدال

3

4

-

-

-

-

ديپلوئيدال

3

4

-

-

3

دارد

هگزاتتراهدرال

3

4

-

-

6

-

ژيروئيدال

6

4

3

-

-

-

هگزا اكتاهدرال

6

4

3

-

9

دارد

ديسفنوئيدال

6

-

-

-

-

-

پيراميدال

-

-

1

-

-

-

دي پيراميدال

-

-

1

-

1

دارد

اسكالنوهدرال

3

-

-

-

2

-

دي تتراگونال پيراميدال

-

-

-

-

4

-

تراپزوهدرال

4

-

1

-

-

-

دي تتراگونال دي پيراميدال

4

-

1

-

5

دارد

پيراميدال

1

-

-

-

2

-

ديسفنوئيدال

3

-

-

-

-

-

دي پيراميدال

3

-

-

-

2

دارد

تريگونال دي پيراميدال

-

1

-

-

1

-

پيراميدال

-

-

-

1

-

-

دي پيراميدال

-

-

-

1

1

دارد

دي تريگونال دي پيراميدال

4

1

-

-

4

-

دي هگزاگوتال پيراميدال

-

-

-

1

6

-

تراپزوهدرال

6

-

-

1

-

-

دي هگزاگونال دي پيراميدال

6

-

-

1

7

دارد

پيراميدال

-

1

-

-

-

-

رمبوهدرال

-

1

-

-

-

دارد

دي تتراگونال پيراميدال

-

1

-

-

3

-

تراپزوهدرال

3

1

-

-

-

-

هگزاگونال اسكالنوهدرال

3

1

-

-

3

دارد

دوماتيك

-

-

-

-

1

-

اسفنوئيدال

3

-

-

-

-

-

پيريسماتيك

1

-

-

-

1

دارد

پديال

-

-

-

-

-

-

پيناكوئيد

-

-

-

-

-

دارد

 

  

 

 

+ نوشته شده در  85/12/10ساعت 8:54  توسط حسین احمدی  | 

- ماسيوسولفيد(سولفيد توده اي):
نقره در اين كانسار به اشكال عدسي شكل و لايه اي ديده مي شود و به عنوان محصول فرعي كانسار هاي مس و سرب- روي وجود دارد. عيار معدن كاري اين كانسار 1000-100 گرم در تن مي باشد مانند كانسار تين تيك (آمريكا).

- رگه هاي آرسنور(Ag- Co- Ni) :
نقره در اين كانسار به صورت رگه اي مي باشد. كاني هاي اقتصادي مهم آن پروستيت Ag3AsS3 و پيرارژيريت Ag3SbS3 مي باشد. عيار معدنكاري در اين نوع كانسار 1000-100 گرم در تن مي باشد به عنوان مثال كانسار كبالت (اونتاريو).

-اپي ترمال:
در مورد منشأ كانسارهاي اپي ترمال نقره و حتي طلا بحث هاي زيادي وجود دارد. زيس (1929) و اشميت (1950) پيشنهاد نمودند كه كانسارهاي اپي ترمال و دگرساني هاي كائولينيت-آلونيت و پيروفيليت مي توانند دردورن گدازه هايي كه از دهانه هاي تغذيه كننده فاصله گرفته اند، تشكيل شوند. اين كانسارها بر اثر جريان يافتن سطحي آبهاي جوي در درون گدازه ها حاصل مي شوند. ليكن در بعضي مناطق سيالات كانسارساز اساساً ماگمايي مي باشند و درجه مخلوط شدگي آبهاي جوي و تأثيرات آن متفاوت است (كانسار هاي اپي ترمال فلزات قيمتي سيليتو در طلا).

سيليتو (1993) كانسارهاي اپي ترمال فلزات قيمتي را بر اساس نوع دگرساني و كاني‌شناسي به 2 گروه تقسيم نمود:

الف- كانسارهاي اپي ترمال نوع High Sulphideسولفيداسيون بالا يا اسيد- سولفات:
خصوصيات زمين شناسي:
اين ذخاير همراه با سنگهاي آتشفشاني،‌در مناطقي كه توده‌هاي نفوذي نيمه عميق اسيدي تا حد واسط حضور دارند، يافت مي‌شوند. جايگاه تكتونيكي آنها عمدتاً در كمربندهاي زون فرورانش و مناطق پشت قوسي،‌در محل گودالهاي آتشفشاني(كالدرا) و همچنين در مجموعه گنبدهاي ريوليتي است.
اين كانسارها احتمالاً بخش فوقاني سيستم‌هاي مس پورفيري را تشكيل مي‌دهند. از نظر سني عمدتاً در محدوده‌هاي زماني دوران سوم و چهارم كشف شده‌اند.

بافت و شكل ذخيره:
به صورت بافت حفره‌اي در سيليس، رگه‌هاي دار يا لايه‌بندي، حالت برشي، و يا به صورت رگه‌اي و توده‌هاي جانشيني يافت مي‌شوند.

آلتراسيون:
كانيهاي نظير كائولينيت، آلونيت، باريت، هماتيت، سرسيت، ايليت، پيروفيليت، جروسيت، در زون‌هاي آلتراسيون به چشم مي‌خورند. همچنين به دليل تأثير محلولهاي اسيدي و حل شدن ساير مواد، كوارتز به حالت دانه ريز و به صورت حفره‌اي باقي مي‌ماند.

كانيهاي ذخيره:
پيريت، آنارژيت، كالكوزيت، كووليت، بورنيت، طلا، الكتروم، اسفالريت، كالكوپيريت، گالن، تتراهدريت، كانيهاي باطله شامل پيريت و باريت هستند.

ويژگيهاي ژئوفيزيكي:
پايين بودن خواص مغناطيسي به دليل شست و شوي اسيدي سنگهاي منطقه.

عيار و ميزان ذخيره:
در جدول2 عيار و ميزان برخي از معادن طلاي اپي ترمال(نوع سولفيد زياد) ارائه گرديده است.


جدول 2- عيار و ميزان ذخيره اپي ترمال نوع سولفيد زياد

ب- كانسارهاي اپي ترمال نوع سولفيد كم Low- Sulphide (آدولاريا- سرسيت) :
خصوصيات زمين شناسي:
اين ذخاير همراه با سنگهاي آتشفشاني كالك آلكالن آندزيتي كمربندهاي زون فرورانش يافت مي‌شوند، از نظر سني عمدتاً مربوط به دوران سوم هستند، اما در دوران دوم و اول نيز كشف شده‌اند. در مناطق گسلي دهانه‌هاي آتشفشاني و گسلهاي زونهاي كششي تشكيل مي‌شوند و در بخش فوقاني توده‌هاي نيمه عميق قرار مي‌گيرند.

بافت و شكل:
عمدتاً توسط زونهاي گسلي كنترل مي‌شوند. در صورتي كه سنگهاي ميزبان از تخلخل مفيد و مناسب برخوردار باشند عرض زون كاني سازي ممكن است گسترده باشد. بافت در زون گسلي از نوع پر كننده فضاي خالي است.

آلتراسيون:
زون سيليسي به صورت كلسدوني، رگه‌هاي كوارتز، آدولاريا، كلسيت، ايليت، سريسيت، كائولينيت و آلتراسيون پروپيليتيك.

كانيهاي ذخيره:
الكتروم، طلا، آرژانتيت،‌كالكوپيريت، اسفالريت، گالن، تتراهدريت، سولفوسالتهاي نقره و در بخش فوقاني سيستم آنومالي As, Sb, Hg ديده مي‌شود.

ويژگيهاي ژئوشيميايي:
Au, Ag, Zn, Pb, Cu, As, Sb, Ba, F, Mn و در مناطق خاص عناصر Te, Se, Hg يافت مي شود.
ويژگيهاي ژئوفيزيكي:
از ويژگيهاي ژئوفيزيكي اين ذخاير استفاده از روش VLF جهت شناسايي زون گسلي داراي سولفيد، پرتونگاري جهت شناسايي زون غني از پتاسيم مي باشد.

عيار و ميزان ذخيره(نوع كم سولفيد):
دو نوع ذخاير طلاي اپي‌ترمال كم سولفيد شناسايي شده‌اند:
1- نوع Au-Ag
متوسط ذخيره: 77/0 ميليون تن، متوسط عيار: g/t1g و g/10=A t5/7= Au
2- نوع Au-Cu

متوسط ذخيره: 3/0 ميليون تن، متوسط عيار: %3/0>Cu>%75/0 و g/t38=Au

كانسارهاي طلاي اپي‌ترمال به 3 حالت كلي يافت مي‌شوند كه عبارتند از:
I- نوع پراكنده در سنگ‌هاي كربناتي (تيپ كربناتي)
II- نوع پراكنده در سنگ‌هاي آتش‌فشاني (نوع چشمه‌هاي آب گرم)
III- نوع رگه‌اي



جدول 3- خصوصيات مربوط به كانسارهاي طلاي اپي ترمال نوع سولفيداسيون بالا(Hs) و نوع سولفيداسيون پائين (Ls)



جدول 3- 2



جدول 3- 3
سایت زمین شناسی ایران www.ngdir.com
+ نوشته شده در  85/12/09ساعت 17:33  توسط حسین احمدی  | 

 آتشفشان
 
 آتشفشان يکي از پديده هاي طبيعي و دائمي زمين شناسي است که در طول تاريخ زمين شناسي نسبتا بدون تغيير باقي مانده و در ايجاد، تحول و تکامل پوسته و گوشته زمين نقش اساسي داشته و دارد.
   توليد مواد آتش فشاني و پديده هاي مؤثر در ايجاد آتشفشان از پرکامبرين تا عهد حاضر تغيير چنداني نداشته است و آنچه در اين راستا تغيير کرده است، نوع دانسته ها، چگونگي انديشيدن و نحوه بهره گيري از آنهاست.
   آتشفشانها پديده هاي جهاني هستند و در ساير کرات منظومه شمسي به ويژه سيارات مشابه زمين يک پديده عادي محسوب مي شود و آتشفشان بي شک در کيهان نيز رخ مي دهد.
   همچنين پوشش سطحي ماه اغلب با سنگ هاي آتشفشاني پوشيده شده است و بارزترين ارتفاعات مريخ توسط آتش فشانها ساخته شده است.
   فوران هاي فومرولي در برخي کرات مانند قمر آيو در سياره مشتري يک پديده عادي مي باشد.
   زبانه هاي آتش و لکه هاي خورشيدي را جدا از ماهيتشان، مي توان نوعي فوران آتش فشاني در خورشيد تلقي نمود.
   علم آتشفشان شناسي به مباحثي نحوه تشکيل و تحول ماگما، چگونگي جابجايي و حرکت انواع مواد، گدازه ها و ماگماها و نيز تحولات آنها در اتاقک هاي ماگمايي، چگونگي فعاليت آتش فشان ها و گسترش مواد آتشفشاني در سطح زمين، چگونگي تحول مواد آتشفشاني و ... اشاره مي کند.
   علم آتشفشان شناسي از برخي علوم زمين چون پترولوژي، تکتونيک جهاني، ژئوشيمي، چينه شناسي، رسوب شناسي، ژئوفيزيک، کيهان شناسي و برخي ديگر از علوم تجربي مانند شيمي، فيزيک، آمار و رياضي کمک مي گيرند.
    آگاهي از علم آتشفشان شناسي و شناخت آتشفشان ها در بسياري از موارد نظري و کاربردي اهميت شايان توجهي دارد که از آن جمله:
   1- با کمک علم آتشفشان شناسي مي توان تا حدودي از ساختمان و ترکيب داخلي زمين (حداقل پوسته و گوشته فوقاني) اطلاعاتي را کسب نمود.
   2- هر چند مواد آتشفشاني که به سطح زمين مي رسند، نماينده واقعي قسمت ذوب شده آن نيستند (به دليل ذوب درصدي، تفريق، آلايش و...) ولي بخشي از انکلا وهاي موجود در آنها که قطعاتي از سنگ هاي ذوب نشده قسمت هاي ژرف هستند و توسط آتشفشان ها به سطح زمين مي رسند، مي توانند نماينده قسمت ذوب شده باشند.
   بررسي اين سنگهاي بيگانه Olistolite و مواد آتشفشاني ما را در شناخت درون زمين ياري مي دهد.
   3- امروز استفاده از انرژي ژئوترمال در بسياري از کشورها مرسوم است و جزء انرژي هاي ارزان محسوب مي شود.
   سرزمين هاي نزديک به آتشفشان هاي فعال، نيمه فعال و جوان که به تازگي آرامش يافته اند، داراي منابع انرژي خوبي هستند. اين انرژي همچنين بعنوان يک منبع تجديدپذير و بدون آلودگي زيست محيطي در واقع يکي از اميدهاي بشري است. در کشور ما نيز منابع زمين گرمايي غيرعادي بسياري وجود دارد که توجه به شناخت و چگونگي استفاده از انرژي آنها راهي است که به تازگي آغاز شده است و با کمي حفاري و ايجاد تاسيسات نسبتا ارزان مي توان به منابع انرژي ارزشمندي دست يافت.
   4- با عنايت به علم آتشفشان شناسي درباره فعاليت مجدد آتشفشان ها و خطرات احتمالي آنها آگاهي کافي در اختيار مجامع قرار مي گيرد.
   5- شناخت مسائل وابسته به آتشفشان هاو سنگ هاي آتشفشاني نظير تفريق ماگمايي در آشيانه ماگمايي و محلول هاي گرمابي وابسته، جايگاه سنگ هاي آتشفشاني و خاستگاه آنها بسياري از مسائل ژنتيکي کانه ها را حل مي کند زيرا بسياري از کانسارهاي فلزي و غير فلزي بطور مستقيم يا غيرمستقيم حاصل آتشفشان ها هستند.
+ نوشته شده در  85/12/06ساعت 20:49  توسط حسین احمدی  | 

از دوستانی که مایلند در مورد مطالب سایت همکاری همکاری داشته باشند و جزو  نویسندگان وبلاگ باشند به ادرس زیر ایمیل بزنند hosseinsoran@hotmail.com
+ نوشته شده در  85/12/02ساعت 21:47  توسط حسین احمدی  |