دیرین‌شناسی
دیرین‌شناسی یا دیرینه‌شناسی به بررسی آثار و بقایای موجودات گذشته می‌‌پردازد و برپایه پیدایش و نابودی این آثار که سنگواره نامیده می‌شوند سن نسبی لایه‌های زمین را تعیین کرده همچنین محیط زیست موجودات دیرینه را مشخص می‌کند. دانش دیرین‌شناسی به شاخه‌های گوناگونی (گیاهی وجانوری) تقسیم می‌شود. فسیلها از دوره کامبرین دارای اهمیت می‌شوند ولی ظهور ناگهانی آثار موجودات در دوره کامبرین بیانگر ریشه دار بودن آنها در زمانهای پیش از این دوره می‌‌باشد.اما شواهد کمی در این رابطه وجود دارد که از جمله آنها می‌توان شبه باکتریهائی با سن ۳.۸ میلیارد سال را نام برد.

به راستي فسيل چيست و چگونه بوجود آمده است؟
لئوناردو داوينچي دانشمند و هنرمند مشهور ايتاليايي در حدود پانصد سال قبل ( 1500 پس از ميلاد ) به نحو زيبايي ذهن خوانندگان را به تفكر در مورد پيدايش فسيلها سوق داد و بدين ترتيب نظريات و خرافه هاي رايج در زمان خود را رد كرد . وي مي گويد : “ در كوههاي پارما و پياسنزا ، صدفها و مرجانهاي مرده فراواني يافت مي شوند كه هنوز حالت چسبيده به سنگها را حفظ نموده اند . اگر بگوييد كه اين صدفها خود بخود بوجود آمده اند و يا بوسيله طبيعت ايجاد نشده اند ، چنين عقيده اي براي يك مغز هوشيار و متفكر منطقي نيست ( چرا كه سالهاي رشد آنها از روي خود صدفها قابل محاسبه است ) . اين صدفها بدون غذا نمي توانستند رشد كنند و از طرفي بدون اينكه حركتي داشته باشند توانايي دستيابي به غذا را نيز نداشتند ( پس چگونه رشد كردند ؟ ) اگر فرض براين باشد كه اينها به كوه چسبيده بودند پس توانايي حركت نداشتند و اگر اينطور عنوان كنيد كه طوفان و سيل باعث شد كه آنها به صدها كيلومتر دور تراز دريا حمل شوند اين نيز نمي توانسته اتفاق افتاده باشد مگر زماني كه سيلاب بوسيله باران ايجاد شود و باران بطور طبيعي به رودخانه ها راه يافته و روانه دريا گردد و همه مواد موجود در خود را به دريا حمل نماييد. بنابراين نمي توانسته اين اعضاي مرده را از ساحل دريا به سمت كوهها روانه سازد ، و اگر عقيده براين باشد كه آب حاصل از سيلاب پس از مدتي كوهها را در برگرفته و به زير خود برده باشد ، بايد دانست كه حركت آب دريا در خلاف جهت رودخانه ها آنقدر به آرامي صورت مي گيرد كه هيچ چيز سنگيني را نمي تواند جابجا كند و حركت دهد . ”در واقع ابراز عقيده در لواي چنين روشي ، بررسي حالات مختلف ديدگاه هايي بوده است كه تا آن زمان در مورد فسيل بيان شده بود . بهرحال در طول تاريخ دانشمندان نظرات متفاوتي را در مورد فسيل با توجه به اعتقادات و يافته هاي زمان خود بيان داشته اند كه مجموع اين نظريات تاريخچه علم فسيل شناسي را تشكيل مي دهد و بديهي است براي درك هر چه بهتر اين علم بايستي تاريخچه آن را مطالعه نمود

اصطلاح پالئونتولوژي (Paleontology) اولين بار توسط شخصي به نام دوكروته دوبلن ويل در سال 1825 ميلادي بكار رفت . اما عملا از سال 1834 ميلادي بود كه فيشرفن والدهايم آن را براي اولين بار در نوشته هاي زمين شناسي وارد نمود . كلمه پالئونتولوژي كه در كتابهاي فارسي ، ديرينه شناسي و يا فسيل شناسي ترجمه شده ، ريشه اش از چند كلمه گرفته شده است كه عبارتند از :

Paleontology = Palaios + Ontos + Logos

( ديرينه شناسي = ديرينه و قديمي + موجود زنده + بررسي و تحقيق)

بنابراين با توجه به ريشه كلمه پالئونتولوژي مشخص مي گردد كه منظور ، بررسي و مطالعه موجوداتي مي باشد كه در زمان هاي گذشته در كره زمين مي زيسته اند و آثار و بقاياي آنها بصورت فسيل بر جاي مانده است .

منظور از ديرين شناس و يا فسيل شناس (Paleontologist) شخصي است كه به مطالعه و بررسي فسيل ها مي پردازد و سعي مي كند تصوير زندگي و حيات در گذشته را بازسازي نمايد و تحولات گياهان و حيوانات اطراف ما را آشكار سازد . بديهي است ، كه ديرين شناسان نه تنها بايستي زمين شناس باشند بلكه بايد به اندازه كافي از علم زيست شناسي نيز مطلع باشند . علت اين امر آن است كه دانش زمين شناسي آنها را به سمت استفاده از فسيل ها براي تعيين سن نسبي واحدهاي سنگي سوق مي دهد و دانش زيست شناسي آنها را در جهت روشن ساختن چگونگي حيات گياهان و حيوانات قديمي هدايت مي كند و اين كار ساده و آساني نيست . چرا كه ناقص بودن فسيل ممكن است بسياري از جزئيات و مسائل ظريف تحول و تكامل حيات را مخفي سازد ؛ يا شايد انواع سنگ هاي مورد مطالعه حاوي فسيل هايي نباشند كه مثلا براي تعيين سن نسبي بكار مي آيند و يا امكان دارد گياهان يا حيوانات زنده حتي شبيه اشكال فسيلي نباشند .

در حقيقت داستان ديرينه شناسي ، سرگذشت چگونگي غلبه بر اين مسائل و موانع ديگر است . ديرينه شناسي مجموعه اي مهيج است كه موضوع را از علم زيست شناسي گرفته و در آن راستا رشد و توسعه يافته است و محدوده زماني آن از 3500 ميليون سال قبل يعني طي مدتي كه حيات در روي زمين توسعه و پيشرفت داشته است را در بر مي گيرد . ديرينه شناسي رشد ، توسعه ، تحول ، و تكامل حيات را مشخص مي سازد و به زمين شناس كمك مي كند كه سنگها را در گروه ها و طبقات خاص قرار دهد . ديرينه شناسي نه تنها به دنبال علت انقراض معمولي يك گونه است بلكه به دنبال دليل انقراض هاي دوره اي كه در گذشته رخ داده و موجب از بين رفتن تقريبا تمامي موجودات از دنياي حيات شده است ، مي باشد . ديرينه شناسي محيط هايي را كه موجودات فسيل شده در آن مي زيسته اند را بازسازي مي كند و با استفاده از مباني و اصول بيوفيزيك در مورد اسكلت هاي فسيل شده علل و دلايل شكل گيري و الگو و خصوصيات اسكلتي را بيان مي كند . با پيشرفت فهم و ادراك از علم ديرينه شناسي ، زير تقسيمات بسياري براي آن بوجود آمد .

به عنوان مثال ديرينه شناسي گياهي(paleobotany) كه به مطالعه و بررسي فسيل هاي گياهي مي پردازد .

در حالي كه ديرينه شناسي جانوري(paleozoology)، فسيل هاي جانوري را مورد بحث و بررسي قرار مي دهد ( البته اصطلاح پالئوزولوژي عموما مورد استفاده قرار نمي گيرد و بجاي آن پالئونتولوژي را بكار مي برند ) .

يكي ديگر از تقسيمات ديرينه شناسي ، زيست شناسي ديرينه است كه با استفاده و مراجعه به تفسير و تشريح بيشتر به جنبه هاي علمي زيست شناسي توجه دارد .

مطالعه فسيل هاي كوچك كه اغلب نياز به ميكروسكپ دارد به عنوان فسيل شناسي ميكروسكوپي يا ميكروپالئونتولوژي (Micro Paleontology) شناخته مي شود .

در ميكروپالئونتولوژي ، يك شاخه ويژه گياهي وجود دارد كه به فسيل گرده و دانه گرده توجه دارد و از آن تحت عنوان پالينولوژي (Palynology) نام برده مي شود .

ررسى ديرينشناسان نشان مى‌دهد که نخستين دايناسورها پيرامون ۲۳۰ ميليون سال پيش - که به دوران ترياسه معروف است - در بخشهايى از آرژانتين و برزيل کنونى بوجود آمده‌اند. در اين ميان از نخستين گونه‌هاى دايناسورها مى‌توان به (Eoraptor)ها که از کوچک‌ترين نوع گوشتخوار بودند اشاره کرد، طول اين جانداران به حدود يک متر مى‌رسيد.سنگواره اين نوع از دايناسورها براى نخستين بار در سال ۱۹۹۱ در دره‌اى که روزگارى يک رودخانه پر آب از آنجا مى‌گذشت در آرژانتين پيدا شد. اين دره که امروزه حوزه آبگير ايسکيگوآلاستو (Ischigualasto) نام دارد خشک مى‌باشد.همچنين پژوهشهاى ديرينشناسان نشان مى‌دهد که حدود ۶۵ ميليون سال پيش نسل اين جانداران غولپيکر از دنيا رفته‌است و به باور برخى نظريه‌پردازان انواع پرندگان امروزى از نوادگان برخى از انواع گوشتخوار دايناسورها مى‌باشند. هر چند بسيارى ديگر معتقد هستند که اين نگره هنوز جاى بحث بسيار دارد. اينکه دايناسورها در کدام بخشهااز کره زمين مى‌زيستند پرسش پيچيده‌اى نيست، چرا که سنگواره‌هاى اين جانوران در تمامى قاره‌ها مشاهده شده‌اند. بويژه اگر دقت کنيم که در آن دوران - ۲۳۰ ميليون سال گذشته - قاره‌هاى کنونى به يکديگر پيوسته بودند و طى ۱۶۵ ميليون سال رفته‌رفته از يکديگر فاصله گرفته‌اند.دورانى که دايناسورها در آن مى‌زيستند دوران ميان‌زيوى (Mesozoic) ناميده مى‌شود که شامل سه دوره گوناگون به نام‌هاى ترياسه و ژوراسيک و کرتاسه ناميده مى‌شود. سه دوره نامبرده بترتيب مربوط به ۲۱۵، ۱۵۰و ۷۰ ميليون سال پيش بود است. تمامى دايناسورها در تمام دوره‌هايى که از آنها ياد کرديم نمى‌زيستند، بعنوان نسل مثال گونه‌اى دايناسورها بنام استگوسور (Stegosaurus) که در دوران ژوراسيک مى‌زيستند حدود ۸۰ ميليون سال پيش از آغاز دوران کرتاسه از بين رفته‌است.نامگذارى به ظاهر عجيب دايناسورها معمولا" از ترکيب دو واژه لاتين يا يونانى صورت مى‌گيرد که به يافتگاه سنگواره، وضع ظاهرى و نوع بدن، شيوه تغذيه و بسيارى موارد ديگر مربوط مى‌شود. امروزه زيستشناسان دقيقا" از همين روش نامگذارى براى نامگذارى جانوران بهره ميگيرند. براى نمونه نام استگوسور از دو بخش يونانى و لاتين تشکيل يافته و به معناى مارمولکِ پوشيده‌است. شايد بتوان در فارسى اين جانور را "پوشمولک" نام گذاشت. کاربرد پسوند -مولک به عنوان برابر saurus در فارسى مى‌تواند کمک بسيارى در درست کردن يک سيستم نامگذارى فارسى براى اين دسته از جانوران باشد

در پایان نخستین کاوش دیرینه شناسی؛
حضور انسان با قدمتی 29 هزار ساله در مازندران به دست آمد
خبرگزاري دانشجويان ايران - رشت


بر اساس نخستین کاوش دیرینه شناسی در شهرستان آمل از شهرستانهای استان مازندران، قدمت انسان در این مکان به 29 هزار سال می رسد.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران ولی چلابی مسئول اداره میراث فرهنگی و گردشگری آمل گفت: نخستین کاوش دیرینه شناسی به مدت یک ماه توسط هیئت مشترک ایران و فرانسه با هدف کاوش در ادامه بررسی های سال گذشته بر یافتن ردپای انسانهای دوره پالئولیتیک صورت گرفت.

وی افزود: در این هیئت 10 نفره که دکتر فرزاد فروزانفر انسان شناس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور، دکتر ژیل بریون از دانشگاه سوربن فرانسه به سرپرستی دکتر عسکری از دانشگاه تهران شرکت داشتند، مناطق شرقی رودخانه گرم رود در روستای بلبران از بخش دایره دشت که از دوره کوارترنر می باشد، مورد کاوش قرار گرفت.

مسئول اداره میراث فرهنگی و گردشگری آمل افزود: داده های به دست آمده از ابزارهای سنگی و استخوانهای مهره داران کوچک نشان از قدمت 29 هزار ساله انسان دارد. این در حالی است که باستان شناسان و دیرینه شناسانی که در گذشته البرز مرکزی را مورد بررسی قرار داده اند، این منطقه را فاقد این دوره ارزیابی کردند.

چلابی ادامه داد: مطالعات دیرینه شناسی انسانی منطقه که در سال 84 آغاز گردید و به کشف 200 شیء شامل ابزارهای سنگی و تکه های استخوان انجامید، به وجود انسانهای اولیه در سطح منطقه قطعیت داده است.