نظریه اختر فیزیک در سیاهچاله ها
طبق اختر فیزیک نظری جدید ممکن است سیاهچاله ها مرحله پایانی زندگی ستارگان جسیم باشند. مادامی که یک منبع انرژی در ناحیه مرکزی ستاره فعالیت می نماید، درجات حرارت بالا باعث انبساط گاز و جدا شدن لایه های بالائی آن می شود. در عین حال ، نیروی گرانشی عظیم ستاره این لایه ها را به سوی مرکز می کشاند. پس از آن که سوخت تامین کننده واکنشهای هستهای به مصرف رسید، درجه حرارت در ناحیه مرکزی ستاره به تدریج پایین می آید. در این مرحله تعادل ستاره به هم می خورد و ستاره تحت تاثیر نیروی گرانشی خود منقبض می گردد. تکامل و تغییر بیشتر آن به جرمش بستگی دارد. طبق محاسبات اگر جرم ستاره سه تا پنج برابر جرم خورشید باشد، مرحله پایانی انقباض آن ممکن است باعث فروریختن گرانشی و تشکیل سیاهچاله گردد.
سیاهچالهها در کهکشانها
اخیرا چنین موضوعی مطرح شده که هسته کهکشان ها و اخترنماها احتمالا سیاهچالههای فوقالعاده جسیمی را دربردارند که دلیل فعالیت این اجسام فضایی محسوب می شوند. گفته میشود که این سیاهچالهها می توانند ماده اطرافشان را به درون خود ببلعند که انرژی جنبشی آن ها در میدان گرانشی می تواند به اشکال دیگر انرژی تبدیل شود.
در کهکشان 87 M (چشمه رادیویی سنبله A ) (Virgo A) کشف جالبی صورت گرفته است. عکسهایی که از این کهکشان تهیه شده ، به وضوح فورانی را نشان می دهد که از مرکز کهکشان سرچشمه می گیرد. اختر شناسان تعیین نمودهاند که اگر پخش ماده در فاصلهای از هسته کهکشان 87 M با توزیع کلی ستارگان در کهکشان مطابقت کند، در این صورت توده تاریک غول پیکری که شش میلیارد برابر خورشید می باشد، در حجم کوچکی نزدیک به مرکز این کهکشان تمرکز مییابد. احتمال دارد این توده سیاهچاله عظیمی باشد که موجب فعالیت هسته کهکشان می گردد، یا آنکه ساختمان متراکمی باشد که هنوز برای علم شناخته شده نیست
نقطه داغ تابش به دور سياهچاله مي چرخد اما محققين نمي دانند كه آيا خود سياهچاله هم مي چرخد يا نه. بنابراين Broderick و Loeb دو حالت را ايجاد كردند : يكي سياهچاله بدون حركت و ديگري چرخش با حداكثر سرعت. در هر كدام از حالتها ، نقطه داغ بصورت يك حباب با رنگهاي رنگين كماني كه به دور يك صفحه آبي سخت مي چرخد نمايش داده مي شود. صفحه آبي نمايانگر صفحه پيوسته سياهچاله است كه ماده در آن جمع و داغ مي شود تا در نهايت به درون خود سياه چاله مكيده شود.برادريك مي گويد" مشاهده تمام وقايع تا لبه سياهچاله واقع در مركز كهكشان راه شيري يك رصد واقعا قابل ملاحظه است: چاله اي با قطر 10 ميليون مايل كه بيش از 25.000 سال نوري دور مي باشد. بمنظور روئيت اين سايه ، اختر شناسان به راديو تلسكوپي نياز دارند كه به بزرگي كره زمين باشد. يك چنين تلسكوپي كما بيش درتحقيقات استفاده مي شود. به جاي راديو تلسكوپي كه اندازه غول آساي آن امكان ساخت را غير ممكن مي كند ، اختر شناسان قرائتهاي مجموعه اي از تلسكوپهاي submillimeter سراسر قاره را ادغام خواهند كرد.
قبلا از اين روش كه interferometry ناميده مي شود براي مطالعه پرتوها و علائم طول موج بلند فضاي خارج استفاده شده است. اختر شناسان معتقدند كه بررسي علائم طول موج كوتاه مي تواند تصاويري با كيفيت بالا از ناحيه بيروني سياهچاله ايجاد كند. چاه گرانشي موجود در مركز كهكشان راه شيري بهترين هدف براي رصد با استفاده از interferometry مي باشد زيرا اين روش وسيع ترين منطقه از آسمان را براي رصد سياهچاله پوشش مي دهد. ادغام نتايج رصدهاي انجام شده توسط ابزارهاي فروسرخ مي تواند تصوير با كيفيت تري بوجود آورد.لينكولن گرين هيل (Lincoln Greenhill) از مركز اختر فيزيك هاروارد مي گويد: رصدهاي فرو سرخ و Submillimeter مكمل يكديگر هستند. ما مي بايد هر دو روش را براي بوجود آوردن با كيفيت ترين رصدها مورد استفاده قرار دهيم. اين تنها راهي است كه بتوان يك تصوير كامل از مركز كهكشاني بدست آورد." اما يك تصوير واضح و شفاف از اين سياهچاله تنها حسن شناسائي و رويت سايه آن نيست. اين داده ها در نهايت به اختر شناسان كمك خواهد كرد تا فرضيه نسبيت عام انيشتين را در ميان ميدان گرانشي شديدا قدرتمند يك سياهچاله مورد آزمايش قرار دهند.زمانيكه اختر شناسان به اين هدف نايل شوند ، اولين تصوير از سايه سياهچاله و صفحه يكنواخت درون آن به كتابهاي درسي راه خواهد يافت و نظريات ما در مورد گرانش گستره فضا- زمان كه قويا منحني تصور مي شود مورد آزمايش قرار خواهند گرفت.
.رشد سياهچاله هاي مرکزي کهکشان ها
تجزيه و تحليل ژرف ترين تصوير تلسكوپ فضايي هابل از كيهان نشان داده است كه سياهچاله هاي غول پيكر كه در مركز كهكشان ها يافت مي شوند ، از ابتدا با اين اندازه متولد نشده و به دنبال تركيب كهكشان ها با يكديگر ، رشد كرده و به اين اندازه رسيده اند.
?راجير ويندهورست? از دانشگاه ايالتي آريزونا و عضو يكي از دو تيم انجام دهنده ي اين تحقيق مي گويد:?با مطالعه ي كهكشان هاي دوردست در ?زمينه ي ژرف هابل?
(HUDF)
، اولين مدارك در مورد ارتباط بين رشد سياهچاله هاي بسيار پرجرم و تركيب كهكشان ها بدست آمده است.سياهچاله ها از طريق جذب و بلعيدن ستارگان ، غبار و گاز رشد مي كنند.هنگامي كه دو كهكشان با يكديگر تركيب مي شوند اين نوع اجرام بيشتر در دسترس سياهچاله هاي مركزي قرار مي گيرند.دو تيم تحقيق كننده بر روي اين موضوع نتايج كار خود را در كنفرانس خبري در دهم ژانويه كه در 207 امين جلسه ي انجمن نجوم آمريكا در شهر واشنگتن برگزار شد ، اعلام كردند.
اين تصاوير كه هر يك به ابعاد يك تمبر هستند ،36 كهكشان جوان را در حال تركيب با كهكشان هاي ديگر نشان مي دهند.عرض هر تصوير در واقعيت در حدود 84000 سال نوري (در ابعاد كهكشان راه شيري) است
سياهچاله جسمي بسيار پرجرم است كه به دليل جرم بالاي خود تمايل به بلعيدن تمام اجرام موجود در اطراف خود را دارد. بر اساس يك نظريه ، در مركز كهكشان ها سياهچاله هايي بسيار عظيم وجود دارند كه باعث مي شوند تا كهكشان به شكل منسجم در آمده و به دور سياهچاله بچرخد.بررسي هاي جديد نشان مي دهند كه اين سياهچاله ها بر اثر تركيب دو كهكشان و بلعيدن مقدار بيشتري ماده ، بزرگ تر شده و رشد مي كنند.به اين عمل ?تغذيه ي سياهچاله? مي گويند.
مطالعات انجام شده در ?زمينه ي ژرف هابل? ،پيش بيني هاي مدل سازي هاي كامپيوتري را تاييد مي كند. در اين مدل ها، كهكشان هاي تازه تركيب شده آنقدر از غبار پوشيده شده اند كه منجمين جذب و بلعيده شدن جرم هاي بسيار بزرگ توسط سياهچاله ي مركزي را نمي بينند.پس از وقوع اين تركيب هاي كهكشاني ،صدها ميليون تا يك ميليارد سال طول مي كشد تا غبار ايجاد شده در اطراف كهكشان تركيبي پاك شود و منجمين تغذيه ي سياهچاله مركزي توسط ستارگان و گازها را مشاهده كنند.يكي از علائم وقوع اين تغذيه ، تغيير روشنايي اين كهكشان ها در طول زمان است.
دو تيم ?زمينه ي ژرف هابل? معتقدند كه در تحول كهكشان ها دو بخش كاملا جدا وجود دارد: بخش اول يا مرحله ي نوزادي كه نمايانگر كهكشان هايي است كه تازه به هم پيوسته اند و غبار موجود در اطراف آنها مانع از ديده شدن سياهچاله ي مركزي مي گردد و بخش دوم مرحله ي تغييرات نوري است كه در آن كهكشان تركيبي آنقدر از غبار پاك شده است كه مواد در حال بلعيده شدن در اطراف سياهچاله ي اصلي قابل رويت هستند.
?ويندهورست? توضيح مي دهد:?تفاوت واضح بين اين دو بخش بسيار تعجب آور است چون معمولا عقيده بر اين است كه تركيب كهكشان ها و فعاليت سياهچاله هاي مركزي ارتباط نزديكي با يكديگر دارند.در اطراف كهكشان ما اكثرا كهكشان هاي بالغ موجودند كه براي درك چگونگي شكل گيري آنها ، بايد جواني و نوزادي آنها را بررسي كرد.ما به وسيله ي ?زمينه ي ژرف هابل? تصاويري از كهكشان هاي اوليه به دست مي آوريم كه به ما كمك مي كند تا بر روي كهكشان هاي جوان مطالعه كنيم.?
ارتباط بين رشد كهكشانها در جريان تركيب آنها و تغذيه ي سياهچاله هاي مركزي مدت ها مورد بررسي بوده است.اما نتايج ، سال ها بي فايده بوده اند.?ست كوهن? از دانشگاه آريزونا و سرپرست يكي از دو تيم مي گويد:? زمينه ي ژرف هابل اطلاعاتي با كيفيت بالا فراهم كرده و اين اولين اطلاعاتي است كه بوسيله ي آن ، اين نظريه آزمايش شده است.ما در اين پژوهش بر روي 5000 كهكشان دوردست در مدت 4 ماه مطالعه كرده ايم.?
رصدهاي زمينه ي ژرف هابل توجه منجمين را به ارتباط بين رشد سياهچاله هاي غول آسا و رشد كهكشان ها جلب كرده است.تيمي به سرپرستي ?آمبرا استرا? از دانشگاه ايالتي آريزونا ، زمينه ي ژرف هابل را براي يافتن كهكشان هاي نوزاد جستجو كردند.اين دسته از كهكشان ها به خاطر وجود گره ها و دم هايي كه بر اثر تركيب كهكشان ها ايجاد شده است به اين نام معروفند.اين قسمت ها (گره و دم) هنگامي پديدار مي شوند كه كهكشان ها اثر گرانشي خود بر ستارگان را از دست داده و تعدادي از آنها را در فضا رها مي كنند.اين تيم در حدود 165 كهكشان نوزاد يافت كه 6 درصد كل تعداد اين كهكشان ها را تشكيل مي دهد.?استران? مي گويد: ?اين كهكشان هاي نوزاد هيچ گونه تغيير در روشنايي از خود نشان نمي دادند.هنگامي كه تغييرات روشنايي پديدار شود ، نور از موادي كه در اطراف سياهچاله موجودند تابش مي شود.اين مواد قبل از بلعيده شدن گرم شده و شروع به تابش مي كنند هرچه اين مواد به سياهچاله نزديك تر مي شوند ، روشنايي آنها به سرعت تغيير مي كند.اين مطالعه بر روي كهكشان هاي نوزاد بيان مي كند كه سياهچاله ها در كهكشان هاي تركيبي از غبار پوشيده شده اند و در نتيجه مشاهده ي ماده ي بلعيده شده براي ما غير ممكن است.?
تيم ?كوهن? در مورد روشنايي 4600 جرم در زمينه ي ژرف هابل مطالعه كرده اند.اين تيم در مورد 45 جرم كه يك درصد كهكشان هاي كم نور مطالعه شده را تشكيل مي دهند ، تغييرات قابل ملاحظه اي در روشنايي را ثبت كردند.اين واقعيت نشان مي دهد كه كهكشان ها احتمالا شامل سياهچاله هاي بسيار پرجرمي هستند كه از ستارگان و گازها تغذيه مي كنند.
?ويندهورست? مي گويد:?مدت تغذيه ي يك سياهچاله معمولي در حدود چند ميليون سال است.اين همانند آن است كه اين سياهچاله 15 دقيقه در روز را به تغذيه و بلعيدن اجرام نزديك خود اختصاص دهد. ?
تجزيه و تحليل زمينه ي ژرف هابل نيز مطالعات قبلي تلسكوپ فضايي هابل بر روي سياهچاله هاي غول پيكر در مركز كهكشان هاي نزديك را تقويت مي كند.اين مطالعات نشان داده بودند كه ارتباط نزديكي بين جرم حباب مركزي و جرم سياهچاله ي مركزي در كهكشان ها برقرار است.كهكشان ها ار سياهچاله هاي مركزي با جرمي در حدود چند ميليون تا چند ميليارد جرم خورشيد تشكيل شده اند
سیاهچاله هاي فوق حجيم
فرضيه چگونگي بوجود آمدن ساهچاله هاي فوق حجيم
اختر شناسان بر اين عقيده هستند كه سياهچاله هاي فوق حجيم كه جرمي معادل چندين بيليون خورشيد را دارند و در مركز اكثر كهكشانها موجود مي باشند از ادغام دو سياهچاله با جرمي نسبتا متوسط بوجود مي آيند
ماه گذشته محققين مركز اختر فيزيك هاروارد و اسميتسونيان در كمبريج اعلام كردند كه براي نخستين بار اولين نمونه سياهچاله هاي جرم متوسط را درون يك كهكشان فعال يافته اند. اين تحقيق طي دويست و هفتمين نشست انجمن اخترشناسي آمريكا ارائه شد. از لحاظ جرم ، اين سياهچاله ها بين سياهچاله هاي فوق حجيم و سياهچاله هاي ستاره اي -كه از فروريختن يك ستاره مجزا بوجود مي آيند- قرار مي گيرند. وجود سياهچاله ها با مشاهده مستقيم و با استفاده از تجهيزات موجود نتيجه گيري نمي شود ؛ بلكه تاثير گرانشي آنها روي اجرام مجاور و همچنين مقدار انرژي تابشي و گسيلهاي ديگر ناشي از قرص گازي گرداگرد آنها باعث مي شود كه اختر شناسان وجود آنها را دريافت كنند.
سياهچاله اي با جرم متوسط
منجمين تا به حال نشانه هايي از وجود سياهچاله هايي غول آسا با جرم چند ميليون ستاره در مركز كهكشان ها و يا سياهچاله هايي با جرم يك ستاره يافته اند.اما سياهچاله هاي متوسط (با جرم ۱۰۰ تا ۱۰.۰۰۰ ستاره) كميابند. يكي از جديدترين مدارك مبني بر وجود يك سياهچاله ي متوسط توسط رصدخانه ي اشعه ايكس چاندرا بدست آمده است. در اين شواهد ، مدار يك ستاره كه به دور يك سياهچاله با جرم متوسط به دام افتاده ، اندازه گيري شده است
دانشمندان با استفاده از كاوشگر اشعه ايكس ?روسي? ، ستاره اي را يافته اند كه در حال چرخش به دور يك سياهچاله متوسط مي باشد. اين دسته از سياهچاله ها (با جرم متوسط) كه ناتواني در تاييد وجود آنها در حدود يك دهه موجب نارضايتي دانشمندان شده بود ، تا به حال تنها در نظريه ها موجود بودند. با كشف اين ستاره و دوره تناوب چرخش آن به دور سياهچاله ، دانشمندان در حال حاضر يك قدم بسيار مهم در راه محاسبه ي جرم سياهچاله به پيش رفته اند.مكان و دوره تناوب گردش ستاره نيز در نظريه اي اساسي در مورد توضيح چگونگي شكل گيري اين سياهچاله ها ،صدق مي كند.
اخترشناسان دانشگاه ساوثمپتون به شواهدی دست یافتهاند که نشان میدهد سیاهچالهها تنها اجرامی نیستند که از جتهای نسبیتی ماده، پرتوهای فروسرخ تولید میکنند. جت نسبیتی، باریکهای از ذرات است که با سرعت نزدیک به سرعت نور به فضا پرتاب میشوند
این جتهای نسبیتی پایدار تاکنون فقط در سیاهچالههایی پیدا شده است که عضوی از یک منظومه دوتایی تابنده پرتوهای ایکس هستند. چنین منظومهای از یک سیاهچاله تشکیل شده که ستارهای معمولی در فاصلهای نزدیک برگرد آن میچرخد. گرانش شدید سیاهچاله لایههای خارجی ستاره را به سوی خود میکشد و مواد گازی ستاره را در قرص برافزایشی اطرافش جمع میکند. دوران سریع مواد در قرص برافزایشی، دمای آنها را بهشدت افزایش میدهد و این مواد داغ پرتوی ایکس میتابانند
اما اخترشناسان با استفاده از ابزارهای بسیار حساس فروسرخ مستقر در تلسکوپ فضایی اسپیتزر توانستهاند یکی از این جتهای پایدار را کشف کنند که از ستارهای نوترونی واقع در یک منظومه دوتایی تابش ایکس خارج میشود. سالها بود اخترشناسان شک داشتند که آیا سیاهچالهها خاصیتی یکتا دارند که جتهای نسبیتی را تولید میکند یا خیر؛ اما با کشف این منظومه ستاره نوترونی مشخص شد عامل تشکیل این جتهای ماده، یکی از خواص مشترک ستارگان نوترونی و سیاهچالهها است
ستارگان نوترونی و سیاهچالهها در مرگ ستارگان سنگین تولید میشوند. اگر سنگینی ستارهای 1.4 تا 2.5 برابر جرم خورشید باشد، ستاره در انفجاری عظیم منفجر میشود و فشار بسیار زیادی در مرکز ستاره تولید میشود که الکترون و پروتون (ماده معمولی) را باهم ترکیب میکند. موجود جدیدی تشکیل میشود که تقریبا از نوترون ساخته شده است، حدود بیست کیلومتر قطر دارد و با سرعت بسیار زیادی دوران میکند. چگالی این موجود که ستاره نوترونی نام دارد، تقریبا به اندازه چگالی هسته یک اتم است. اما اگر ستاره سنگینتر از 2.5 برابر جرم خورشید باشد، فشار گرانشی به قدری شدید است که حتی نوترونها هم نمیتوانند در برابر آن مقاومت کنند و ستاره به جسمی با گرانش بسیار قوی تبدیل میشود. شدت این میدان گرانشی بهقدری است که حتی پرتوهای نور هم که سریعترین موجودات این عالمند، نمیتوانند از آن بگریزند. در نتیجه جسمی تاریک تشکیل میشود که همه چیز را میبلعد، همانند یک حفره سیاه و از این رو این موجود را سیاهچاله نام نهادهاند
دکتر توماس مکارونه، اخترشناس دانشگاه ساوثمپتون و از کاشفان این ستاره نوترونی میگوید:« اخترشناسان برای دیدن جتهای سیاهچالهای معمولا از تلسکوپهای رادیویی استفاده میکنند، زیار با بررسی امواج رادیویی میتوان این جتها را از دیگر اجزای منظومه دوتایی تفکیک کرد. اما امواج رادیویی جتهای یک ستاره نوترونی خیلی ضعیف است و اگر بخواهیم از تلسکوپ رادیویی استفاده کنیم، باید زمان زیادی را صرف جمعآوری اطلاعات بکنیم».
در نسبیت عام، گرانش باعث ایجاد خمیدگی در فضا – زمان می شود. اجرام چگال باعث ایجاد خمیدگی در فضا و زمان می شوند. بنابراین قوانین معمولی هندسه را در این موارد نمیتوان به کار برد. در کنار یک سیاه چاله این خمیدگی فضا به مراتب بیشتر است و همین باعث می شود که سیاه چاله خواص عجیبی داشته باشد. یک سیاه چاله چیزی دارد که به خط افق اتفاق (event horizon) مشهور است. این سطحی کروی شکلی است که مرز سیاه چاله را تعیین می کند.
می توان گفت که خط افق جایی است که در آن سرعت گریز برابر سرعت نور است. بیرون از افق سرعت گریز کمتر از سرعت نور خواهد بود. پس اگر شما موشک های خود را به سختی به کار بگیرید می توانید از آن رها شوید. اما اگر داخل افق باشید هر چقدر هم که موشک های شما قوی باشند نمیتوانید از آن بگریزید.
خط افق خواص هندسی عجیبی دارد. برای مشاهده کننده ای که جایی دور از سیاه چاله نشسته، خط افق مانند یک کره ی بسیار زیبا و ساکن و بدون هیچ حرکتی جلوه می کند. اما هنگامی که به آن نزدیکتر می شوید در می یابید که سرعت بسیار زیادی دارد. در حقیقت این افق با سرعتی برابر سرعت نور به بیرون حرکت می کند. این بیان می کند که چرا ورود به افق بسیار آسان است. اما خروج از آن ممکن نیست. در حالی که افق با سرعت نور به خارج حرکت می کند برای خارج شدن از آن باید با سرعتی بیشتر از سرعت نور حرکت کرد. اما چون نمیتوان بیش از سرعت نور حرکت کرد پس نمیتوان از آن خارج شد.
هنگامی که شما در افق هستید، فضا- زمان آنقدر منحرف می شود تا جایی که مختصاتی که فاصله ی شعاعی شما را نشان می دهد با زمان تغییر وظیفه می دهد. همان r که نشان می دهد چقدر از مرکز فاصله دارید مثل زمان کار خواهد کرد. یک پیامد آن این است که شما نمی توانید از نزدیک شدن به مرکز جلوگیری کنید. همانطور که در دنیای عادی نمی توانید جلوی آمدن آینده ی خود را بگیرید. (با این تفاوت که در سیاه چاله r کمتر می شود یعنی فاصله ی شما از مرکز کمتر می شود و در دنیای عادی t یا زمان زیاد تر می شود.) در حقیقت شما مجبورید که به مرکز یا r = 0 بروید .
فـاصـلـه سـتـارگان
«به فواصل ستارگان سوگند ياد می کنم ــ سوگندی که وقتی فواصل را دانستيد سوگند بسيار بسيار بزرگی خواهد بود ــ که اين قرآن قرآنِ پرباری است».
(اگر «لا» بر سر فعل اُقـسِمُ برای نفی باشد شايد به اين خاطر باشد کـه ستارگان در آن جائی که ما آنها را می بينيم نيستند بلکه بر اثر کج شدن مسير نور تحت تأثير نيروی جاذبه، ما آنها را در جای ديگری می بينيم. و هـمينطور به اين خاطر که برخی از ستارگانی که آنها را می بينيم فعلاً وجود ندارند بلکه هزاران و ميليونها سال پيش مرده اند و ما فقط نور آنـهـا را می بينيم. ولی «لا» ظاهـرا حرف تأکيد است).
نکات آيات: 1ــ فواصل ميان ستارگان سرسام آور است. 2ــ روزی انسان فواصل ستارگان را اندازه خواهد گرفت و آنها را خواهد دانست. 3ــ قرآن کتاب پرباری است.
1ــ فواصل ميان ستارگان سرسام آور است:
در زمان محمد انسان می دانسته که ستارگان خيلی از ما دور هستند. ولی اينکه فـاصله آنها بسيار بسيار زياد است (يعنی سرسام آور است) طبعاً کسی چيزی نمی دانسته است. (بسيار بسيار بزرگ بودن سوگند در آيه، بمعنی: بسيار بسيار دور بودن ستاره ها است).
ـــــ فاصله خورشـيد تا نزديکترين ستاره تقـريباً 4 سال و 4 ماه نوری است. يعنی نور که 300000 کيلو متر در ثانيه می رود، 4 سال و4 ماه طول می کشد تا به آن ستاره برسد.
ـــــ سيروس کـه يکـی از نزديکترين ستاره ها به خورشيد است 8،7 سال نوری دور است. نوری که ما از آن می بينيم تقريباً 9 سال پيش آن ستاره را ترک کرده است.
مواقع نجوم بمعنی فاصله ستاره ها نسبت به همدیگر نیز هست. چنانکه در تصویر میبینیم ما آنها را نزدیک بهم می بینیم، در حالیکه اینطور نیستند. بلکه فاصله های سرسام آوری از هم دارند.
2ــ روزی انسان فواصل ستارگان را اندازه خواهد گرفت و آنها را خواهد دانست:
فعلاً انسان فواصل ستارگان را اندازه گيری می کند و آنها را می داند.
3ــ قرآن کتاب پرباری است:
تا اينجا بخشی از پرباری آنرا ديديم و در ادامه بيشتر خواهيم ديد.
« وآسمان نزديک (نزديکترين آسمان) را با ستارگان آراسته نموديم و همينطور آنها را شليکی به شيطانها قرار داديم».
نکات آيه:
1ـــ آسمانی که می بينيم آسمان نزديک به ما است:
در عـلـم نـجـوم زمان محمد سـتـارگـانی کـه بـا چـشـم ديـده می شدند نهايت مرز هستی بودند. در حاليکه قرآن ستارگانی که می بينيم را در آسمان نزديک به ما قرار می دهد. و اين به معنی است که هـسـتی خـيلی فـراتـر از آنچه کـه ما آنـرا با چشم می بينيم هست. و اين نيز چيزی است که امروزه در عصر تـلـسکـوپ درستی آن به اثبات رسيده است.
2ـــ ستارگان به شيطانها شليک می شوند:
در رابـطـه با شيطانهای مورد نظر آيه ما فعلاً چيزی نمی دانيم ولی در رابطه با اينکه آيـه می گويد: ستارگان شليک می شوند" درست است. انسان فعلاً با تلسکوپ عکسهائی از ستارگان گرفـته که: منفجر و شليک می شوند، يا در بخشی از آنها انفجاری رخ می دهد و توده های گاز و مواد مذاب ديگر از آنها شليک می شوند.
سال 1987 ستاره شناسان انفجار يک ستاره در يکی از کهکشانها را مشاهده کردند (تصوير). اين ستاره 170000سال پيش منفجر شده. تصويری که می بينيم نيز مربوط به وضعيت آن در چند سال پس از انفجار آن است.
« سوگند به ستاره وقتيکه از بالا به گودال فرو می افتد (يا فرو می ريزد)».
«هَوی» فعل گذشته از مصدر هُوِیّ است. «هُویّ»: بمعنی: فرو افتادن يا فرو ريختن از بالای زمين يا از روی زمين به درون زمين است. يعنی افتادن به درون گودال و چاله و چاه و غيره. («خُرُور» بمعنی: فرو افتادن با سر يا پيشانی است ـ «حَطّ» بمعنی: فرود آمدن يا فرود آوردن يا فرو نهادن است (مانند فرود آمدن هواپيما و پرنده) ـ «هُبُوط» بمعنی: دچار اشکال و ايراد شدن و از بالا به زمين فرو افتادن يا سرنگون شدن است. برخی اشتباهاً از اين واژه برای فرود آمدن هواپيما استفاده می کنند. برای بيان فرود آمدن هواپيما ميايست از جمله از واژه حَطّ استفاده شود) ـ « سقوط» بمعنی: فرو افتادن چيز بدرد نخور يا چيزِ بحال خود رها و ول می شود است. مانند: سرنگون شدن يک رژيم بدرد نخور يا ميوه خراب شده ـ نزول بمعنی: پائين آمدن است ـ و اِنهيار بمعنی: فرو ريختن ناشی از پوکی است).
نکته آيه "فرو افتادن يا فرو ريختن ستاره در چاله" است:
وقـتی ستاره ای خيلی بزرگ باشد، (بيش از 100000 برابر زمين باشد) نيروی جاذبه و فـشار در ستاره نوترونی آنقـدر زياد می شود که نـوترونها تحت فـشـار خرد می شوند و ماده در هم می شود و به چاله تبديل می شوند. (نوترون ذره بدون بار الکتريکی است که جرم آن تقريباً مساوی پروتون است و در کليه هـسته های اتمی بجز هسته هيدروژن وجود دارد).
چاله ها چنان نيروی جاذبه قـوی دارند که حتی نور نـيـز نمی تواند آنهـا را ترک کند. به اين خاطر ديده نمی شوند و چاله سـياه ناميده شده اند، (آدم می تواند آنها را هنگامی که گاز مارپيچ (به شکل تصوير) به درون آنها سقوط می کند آنها را ببيند. چون گاز هنگامی که داغ می شود تشعشعات پردرخشش زيادی از خود ايجاد می کند). اين چاله ها ستارگان اطراف را به طرف خود می مکند یا می بلعند و در خود فـرو می برند. و به اين شکل به تعبير قـرآن ستاره در چاله سقوط می کند.
(علت اينکه قرآن «مکيده شدن یا بلعیده شدن ستاره توسـط چاله سـياه» را «فرو افتادن ستاره در گودال» تعبير کرده اين است که سمت فرو افتادن (يعنی سمت پائين) سمت کشش نيروی جاذبه است، و سمتی که ستاره توسط نيرویِ جاذبه چاله سياه کشيده می شود نيز همان سمت پائين می شود. به اين دليل «مکيده شدن ستاره» توسط چاله سياه را «فرو افتادن يا فرو ريختن ستاره در چاله» ناميده است).
«سوگند یاد می کنم به آنکه در هم شکسته و پنهان می شود ـــ آنکه سطح را پاک میکند».
«خُنُوس» بمعنی: پنهان شدن (ناپديد شدن) ناشی از خواری يا شکست يا در هم شکستن يا احساس کوچکی در برابر کسی است. («اِختفاء» بمعنی: پنهان شدن بمعنی ناشناخته بودن جای چيزی است ـ «غَيب» بمعنی: پنهان شدن از دسترس ديدِ چشم ـ «غُرُوب» بمعنی: پنهان شدن از ديد در دوردست است ـ « تواری (توارا)» بمعنی: پنهان شدن ناشی از شرم نمودن است ـ و «اُفُول» بمعنی: آغاز به پنهان شدن نمودن است).
«کَنس»: بمعنی رُفتن و جارو نمودن است، و کُنَّس بمعنی چيزی است زياد می روبد و جارو می کند.